سه شنبه هفدهم مهر 1386
سلام به تمامی بچه های با معرفت و شرمنده از این که خیلی وقته که نمی تونم به شما سر بزنم
راستش این آخر آخریا داشتم احساس میکردم که معتاد به اینترنت شدم .
و این مدتی که نبودم کلا دچار مشکی بزرگی شده بودم که شکر خدا داره حل میشه.
حالا بازم میام و به تک تک بچه های با معرفت مرامم رو ثابت میکنم
به امید اون روز
مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 5:33 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه ششم مرداد 1386
دیوار کعبه شکافته شد و زنی اجازه ورود یافت ،ورود به جایگاه
خداوندی خدا ،او داخل خانه کعبه نبود ،او در عرش منتظر بود و ملائکه ،فرشتگان مقرب ،همه و همه منتظر بودند .
و علی ورودش را بسم الله گفت
خدا نیز گریه کرد
علی جان به دیار نا مردی و بی وفایی خوش آمدی
خدا دستور سجده فرمود و همه عالم سجده کردند حتی ابلیس
علی چشم گشود و محمد(ص) را دید که بوسه بارانش
میکرد
فرشتگان ذکر لا فتی الا علی را از ازل حفظ بودند
ناد علیاً مظهر العجائب
تجده عوناً لک فی النوائب
کل هم و غم سینجلی
بولایتک یا علی و یا علی و یا علی
مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 12:25 بعد از ظهر |
لینک
|
سه شنبه دوم مرداد 1386
زیباترین عکسها در اتاقهای تاریک ظاهر میشن، پس هر وقت تو قسمت تاریک زندگیت قرار گرفتی بدون که خدا میخواد یه تصویر زیبا از تو ظاهر کنه
مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 5:31 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه دهم تیر 1386
غرب وحشی خود را با ایران بزرگ ما قیاس میکنی ولی بدان که اشتباه میکنی ، با این کارت با دم شیر بازی میکنی.
<==>
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما می داری
کاش قبل از ساختن این فیلم و قبل از کشیدن آن کاریکاتور و به حساب خود کوچک کردن ایرانیان بر سردر سازمان حقوق بشر یک نگاه می کردی ((گفتار نیک ،پندار نیک))
کاش ستونهای تخت جمشید و ارگ بم را می دیدی و کتاب گلستان و بوستان سعدی ،شفای ابن سینا ،شاهنامه فردوسی و ... را می خواندی.
کاش کتابهای مربوط به هشت سال جنگ ما را که در مقابل کل ابرقدرتهای جهان مردانه ایستاده بودیم ،مرور می کردی.
کاش ...
مرگ بر 300 دانلود کنید
مرگ بر 300 دانلود کنید
مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 11:51 بعد از ظهر |
لینک
|
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386

هیاهوی یک نوار خالی
خروج صبح
و در دل غم از دست رفتن یک گل
و چرا روح معطر در ماه
و چرا عطر نفسهای مسیها در تو
و چرا گربه دشمن موش است
و چرا می ترسد
،غنچه از صاحب داس
مطمئن باش که در صبح مرا خورشیدی
فکر کردم که گنه نیست به خورشید کنی سجده عشق
چون به هر سجده به تو خواهد داد
دسته ای گل که نگهبان گلستان خدا صاحب اوست
و به کابوس شبم مژده صبحی
و به تاریکی شب خط سفیدی
که به دریای امید دل من وصل شدی
و به هر بازی این گردش گردون
و به هر ترفندش
یاد عشق تو به عمری نشود باز فراموش به ذهنم
مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 9:7 قبل از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386
یا فاطمه آن روزی که علی کفنت کرد سخترین روز زندگی
شیر خدا بود ،از طرفی فریادهای وای مادر زینب و حسن و حسین و از طرف دیگر دیدن جای مسمار در که تا آن لحظه به صورت راز بین تو و خدای تو باقی مانده بود.
و یاد فریاد های تو پشت در سوخته ،آتش به جان علی می انداخت ،دیگر هیچ چاهی طاقت شنیدن درد و دل او را نداشت .
شب هنگام که دیگر بچه ها ،خسته از گریه در فراقت به خواب می رفتند ،علی سر به دیوار می گذاشت و شانه هایی که در بزرگترین و خطرناکترین پیکارها نلرزیده بود ،چه معصومانه میلرزید.
دیگر کسی نبود که اشکهایش را پاک کند ،کاسه صبرش لبریز ،ولی روی لب ذکر ((الهی راضیم به رضای تو))را داشت.
و آرام زمزمه می کرد خدایا خودم دیدم که فاطمه ام چگونه بین در و دیوار ماند و فرزندم محسن را دیدم که مرا به کمک می طلبید.
غلاف شمشیر را دیدم ،پهلویش را و حسن بود که داد میزد پدر بگذار که من هم بگویم که در آن کوچه دیدم دست نامردی را که بالا رفت و صورت کبود مادرم را.
شهادت بانوی دو عالم اولین پشتیبان ولایت ،حضرت فاطمه زهرا(س) را به محضر امام زمان (عج) و عموم مسلمین جهان تسلیت عرض می کنم.
مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 11:35 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386
من و
تنهایی و
رسوایی و
در دل غمی اندازه دریا
((شبم طوفانی است امشب))

دل و
خون دل و
وای دل و
در وصف او این شعرها دشتی است بی حاصل
(( ولی ای کاش می شد لحظه ای در خواب من برگردد امشب))
مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 6:8 بعد از ظهر |
لینک
|
یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386

گل در گلدان نباش که همیشه محتاج آب دادن دیگران باشی

پرنده باش که همیشه در اوج آسمان باشی
مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 0:24 قبل از ظهر |
لینک
|
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386
قلبم طوفانی است ،مثل همان روزهای اول.
اولین روزی که به تو گفتم دوستت دارم یادت ه
ست ،خوشحالی تو را در چشمانت میتوانستم ببینم.
از آن لحظه به بعد خود نبودم ،عاشق بودم.
ارابه دلم را هل می دادم و داد می زدم:(( عشقیه عشق دل نا امید ،زندگی تکه پاره ،عشق همیشگی خریدارم))
سبد سبد از پنجرها از در و دیوار محبت می فرستادی و من با عشق وزنشان میکردم و با وجودم می خریدمشان.
ای همیشگی میدانم که دوستم داری
مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 10:56 بعد از ظهر |
لینک
|
شنبه پنجم خرداد 1386
شنیدام سلام سلامتی میاورد
صدها سلام به تو ای غریبه ،سلام
نمی دانم از کجا آمدی ولی می دانم که درست آمدی .بیا دل من مال توست ،تعجب نکن ،از چشمهایت می شود فهمید که آمدی تا در دل من خانه کنی ،پس بنشین که قلب من خانه توست.
وقتی که می روی این خانه برای تو تنگ است ،پس خودت را از من دریغ نکن.
گریه کنم تا باور کنی.
که عشق آسان نمود اول درست ،ولی نه برا
ی دل تکه پاره من.
قول دادم که دیگر مست نشوم ،می دانی که دروغ گفتم
آخر کدامین چشم است که تو را ببیند و مست تو نشود.
من عاشقت هستم ،دوستت دارم ،چون همیشه نمره عشقم بیست بوده و هست.
کاش همه آن چیزی که می خواستم را می توانستم بنویسم
مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 10:42 بعد از ظهر |
لینک
|