تبليغاتX
نوشتهای تنهایی من

سلام به تمامی بچه های با معرفت و شرمنده از این که خیلی وقته که نمی تونم به شما سر بزنم

راستش این آخر آخریا داشتم احساس میکردم که معتاد به اینترنت شدم .

و این مدتی که نبودم کلا دچار مشکی بزرگی شده بودم که شکر خدا داره حل میشه.

حالا بازم میام و به تک تک بچه های با معرفت مرامم رو ثابت میکنم

به امید اون روز

مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 5:33 بعد از ظهر | لینک  | 

دیوار کعبه شکافته شد و زنی اجازه ورود یافت ،ورود به جایگاه نوشتهای تنهایی من

خداوندی خدا ،او داخل خانه کعبه نبود ،او در عرش منتظر بود و ملائکه ،فرشتگان مقرب ،همه و همه منتظر بودند .

و علی ورودش را بسم الله گفت

خدا نیز گریه کرد

علی جان به دیار نا مردی و بی وفایی خوش آمدی

خدا دستور سجده فرمود و همه عالم سجده کردند حتی ابلیس

علی چشم گشود و محمد(ص) را دید که بوسه بارانش نوشتهای تنهایی منمیکرد

فرشتگان ذکر لا فتی الا علی را از ازل حفظ بودند

ناد علیاً مظهر العجائب

تجده عوناً لک فی النوائب

کل هم و غم سینجلی

بولایتک یا علی و یا علی و یا علی

مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 12:25 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشتهای تنهایی من

 

 

زیباترین عکسها در اتاقهای تاریک ظاهر میشن، پس هر وقت تو قسمت تاریک زندگیت قرار گرفتی بدون که خدا میخواد یه تصویر زیبا از تو ظاهر کنه

مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 5:31 بعد از ظهر | لینک  | 

غرب وحشی خود را با ایران بزرگ ما قیاس میکنی ولی بدان که اشتباه میکنی ، با این کارت با دم شیر بازی میکنی.مرگ بر 300

مرگ بر 300     <==>

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست

                                                             عرض خود می بری و زحمت ما می داری

کاش قبل از ساختن این فیلم و قبل از کشیدن آن کاریکاتور و به حساب خود کوچک کردن ایرانیان بر سردر سازمان حقوق بشر یک نگاه می کردی ((گفتار نیک ،پندار نیک))مرگ بر 300

 

 

 

کاش ستونهای تخت جمشید و ارگ بم را می دیدی و کتاب گلستان و بوستان سعدی ،شفای ابن سینا ،شاهنامه فردوسی و ... را می خواندی.مرگ بر 300

 

کاش کتابهای مربوط به هشت سال جنگ ما را که در مقابل کل ابرقدرتهای جهان مردانه ایستاده بودیم ،مرور می کردی.

کاش ...

         مرگ بر 300 دانلود کنید

         مرگ بر 300 دانلود کنید

مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 11:51 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشتهای تنهایی منهیاهوی یک نوار خالی

خروج صبح

و در دل غم از دست رفتن یک گل

و چرا روح معطر در ماه

و چرا عطر نفسهای مسیها در تو

و چرا گربه دشمن موش است

و چرا می ترسد

،غنچه از صاحب داس

نوشتهای تنهایی منمطمئن باش که در صبح مرا خورشیدی

فکر کردم که گنه نیست به خورشید کنی سجده عشق

چون به هر سجده به تو خواهد داد

دسته ای گل که نگهبان گلستان خدا صاحب اوست

و به کابوس شبم مژده صبحی

و به تاریکی شب خط سفیدی

که به دریای امید دل من وصل شدی

و به هر بازی این گردش گردون

و به هر ترفندش

یاد عشق تو به عمری نشود باز فراموش به ذهنم

مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 9:7 قبل از ظهر | لینک  | 

یا فاطمه آن روزی که علی کفنت کرد سخترین روز زندگی نوشتهای تنهایی من

شیر خدا بود ،از طرفی فریادهای وای مادر زینب و حسن و حسین و از طرف دیگر دیدن جای مسمار در که تا آن لحظه به صورت راز بین تو و خدای تو باقی مانده بود.

و یاد فریاد های تو پشت در سوخته ،آتش به جان علی می انداخت ،دیگر هیچ چاهی طاقت شنیدن درد و دل او را نداشت .

شب هنگام که دیگر بچه ها ،خسته از گریه در فراقت به خواب می رفتند ،علی سر به دیوار می گذاشت و شانه هایی که در بزرگترین و خطرناکترین پیکارها نلرزیده بود ،چه معصومانه میلرزید.

دیگر کسی نبود که اشکهایش را پاک کند ،کاسه صبرش لبریز ،ولی روی لب ذکر ((الهی راضیم به رضای تو))را داشت.

و آرام زمزمه می کرد خدایا خودم دیدم که فاطمه ام چگونه بین در و دیوار ماند و فرزندم محسن را دیدم که مرا به کمک می طلبید.

غلاف شمشیر را دیدم ،پهلویش را و حسن بود که داد میزد پدر بگذار که من هم بگویم که در آن کوچه دیدم دست نامردی را که بالا رفت و صورت کبود مادرم را.

شهادت بانوی دو عالم اولین پشتیبان ولایت ،حضرت فاطمه زهرا(س) را به محضر امام زمان (عج) و عموم مسلمین جهان تسلیت عرض می کنم.

مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 11:35 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشتهای تنهایی من

 من و

       

        تنهایی و

               

                رسوایی و

                      

                        در دل غمی اندازه دریا

                               

                                ((شبم طوفانی است امشب)) 

نوشتهای تنهایی مندل و

 

        خون دل و

 

                وای دل و

  

                      در وصف او این شعرها دشتی است بی حاصل

          (( ولی ای کاش می شد لحظه ای در خواب من برگردد امشب))

مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 6:8 بعد از ظهر | لینک  | 

 

نوشتهای تنهایی من

گل در گلدان نباش که همیشه محتاج آب دادن دیگران باشی

 نوشتهای تنهایی من

 

 

  پرنده باش که همیشه در اوج آسمان باشی

مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 0:24 قبل از ظهر | لینک  | 

قلبم طوفانی است ،مثل همان روزهای اول.

اولین روزی که به تو گفتم دوستت دارم یادت هنوشتهای تنهایی منست ،خوشحالی تو را در چشمانت میتوانستم ببینم.

از آن لحظه به بعد خود نبودم ،عاشق بودم.

ارابه دلم را هل می دادم و داد می زدم:(( عشقیه عشق دل نا امید ،زندگی تکه پاره ،عشق همیشگی خریدارم))

سبد سبد از پنجرها از در و دیوار محبت می فرستادی و من با عشق وزنشان میکردم و با وجودم می خریدمشان.

ای همیشگی میدانم که دوستم داری

مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 10:56 بعد از ظهر | لینک  | 

شنیدام سلام سلامتی میاوردنوشتهای تنهایی من

صدها سلام به تو ای غریبه ،سلام

نمی دانم از کجا آمدی ولی می دانم که درست آمدی .بیا دل من مال توست ،تعجب نکن ،از چشمهایت می شود  فهمید که آمدی تا در دل من خانه کنی ،پس بنشین که قلب من خانه توست.

وقتی که می روی این خانه برای تو تنگ است ،پس خودت را از من دریغ نکن.

گریه کنم تا باور کنی.

که عشق آسان نمود اول درست ،ولی نه برانوشتهای تنهایی منی دل تکه پاره من.

قول دادم که دیگر مست نشوم ،می دانی که دروغ گفتم

 آخر کدامین چشم است که تو را ببیند و مست تو نشود.

من عاشقت هستم ،دوستت دارم ،چون همیشه نمره عشقم بیست بوده و هست.

کاش همه آن چیزی که می خواستم را می توانستم بنویسم

مکتوب شده به قلم مرتضی به وقت 10:42 بعد از ظهر | لینک  |